خانه / شخصیت ها / معصومين عليهم السلام / امام حسین علیه السلام

امام حسین علیه السلام

حکایت شنیدنی از روضه خوانی مُقبلِ کاشانی در شب عاشورا در عالم رویا به نفس استاد حاج مهدی توکلی

این مطلب تو مقدمۀ دیوانِ مُقبلِ کاشانیِ: مقبل می گفت من خیلی آرزو داشتم کربلا برم … همه آرزو داریم کربلا بریم .. امروز بگیم حسین جان اسمِ مارم بنویس .. همۀ ما آرزو داریم ، زن و مرد .. حسین جان ما دوست داریم کربلا بیاییم .. گفت اسمم …

ادامه مطلب

سینه زنی زمینه زیبا ویژۀ شب جمعه و ایام محرم به نفس سید محمد جوادی

  هرکی محترم بشه ، سائلِ کرم بشه .. میشه با یه یا حسین ، زائرِ حرم بشه ..   میشه با یه یا حسین ، تا خودِ خدا رسید میشه با یه قطره اشک ، تا به کربلا رسید   هر نفس یه فرصته ، میشه رو سفید بشیم …

ادامه مطلب

سینه زنی شور_ویژۀ شب جمعه و ایام محرم به نفس کربلایی نریمان پناهی

  (أما فِیکُمْ مُسْلِم یه نفر نیست بهش آب بده)۲ أما فِیکُمْ مُسْلِم (یه نفر آب به ارباب بده)۲ (نفس نفس میزنم نفس نفس میزنه)۲ بال و پرِ زخمیشو هی به قفس میزنه وای حسین به کربلا…   (أما فِیکُمْ مُسْلِم مگه بین تون مسلمونی نیست؟)۲ أما فِیکُمْ مُسْلِم (بخدا …

ادامه مطلب

زینت گرفته هر سُخنم، با دَمِ حسین چون عطردان شده دَهنم، با دَمِ حسین

زینت گرفته هر سُخنم، با دَمِ حسین چون عطردان شده دَهنم، با دَمِ حسین از کودکی به روضه ی او گریه کرده ام تا روز مرگ سینه زنم، با دم حسین بر من دعای حضرت صدّیقه می رسد تا مشکی است پیرهنم، با دم حسین عیسی نَفَس گرفته اگر با …

ادامه مطلب

حرامی دید آشوب تو را چشم ترَت را نه تحمل میکنم اما وداعِ آخرت را نه

حرامی دید آشوب تو را چشم ترَت را نه تحمل میکنم اما وداعِ آخرت را نه لباست کهنه پیراهن، تحمل میکنم باشد ولی ای عشق، غارت کردن انگشترت را نه غریبی تو را شاید دهَم دست فراموشی هجوم و ازدحام شمرها دور و برت را نه فراموشم شود گاهی لبان …

ادامه مطلب

ای در غمت هلال محرم گریسته خورشید و ماه نه ، همه عالم گریسته صاحب عزای توست خداوند ذوالجلال جبریل روضه خوانده و آدم گریسته

امام حسین(ع)-مناجات اول مجلس ای در غمت هلال محرم گریسته خورشید و ماه نه ، همه عالم گریسته صاحب عزای توست خداوند ذوالجلال جبریل روضه خوانده و آدم گریسته از لحظه ای که چشم به عالم کشوده ای در ماتمت پیمبر اکرم گریسته در کوه طور موسی عمران فشانده اشک …

ادامه مطلب

تا کجا سامان نیابیم

تا کجا سامان نیابیم و پریشانی کِشیم تا به کِی تلخیِ این شبهایِ طولانی کِشیم نوبتِ ما می‌شود آیا ؟ به ما هم سر زنی رد شو از اینجا که بر راه تو پیشانی کِشیم ما نفهمیدیم کِی ما را صدا زد فاطمه مِنَتِ این لطف را با چشمِ بارانی …

ادامه مطلب

هوای حسین

نیّت اگـر سـوختن به پای حسین است طالب این اشک ها خُـدای حسین است طبق روایت حُسین کُشته ی اشک است اشکی اگر ریختم برای حسین است در همه جا گفتـگوست از حَسناتـش در همه جا صحبت از وفایِ حسین است یک سر و گردن سر است از همه در …

ادامه مطلب

شکستم دلت را

اگرچه حقیرم لیاقت ندارم پناهی جزاین در به جانت ندارم شکستم دلت را دلم را شکستند من از کار دنیا شکایت ندارم بدون اجازه به این سو دویدم تو ردم نکن برگ دعوت ندارم ز چشمت بیوفتم به خواری میوفتم نگاهم بکن گرچه قیمت ندارم سرم هرچه آمد گناه خودم …

ادامه مطلب

خاک پای حسین

چون از ازل شده ام سخت مبتلای حسین من آن خدایْ پرستم ، که شد خدای حسین علَی الصباح قیامت نمیکنم قد راست اگر که سر بگذارم به خاک پای حسین قسم به جان امامم نمیروم هرگز بهشت زینت اگر نیست با لوای حسین پیمبران به ضیافت روند بی تردید …

ادامه مطلب