Deprecated: Methods with the same name as their class will not be constructors in a future version of PHP; RSS_Import has a deprecated constructor in /home2/ghonahs2/domains/rozekhani.ir/public_html/wp-content/plugins/rss-importer/rss-importer.php on line 43 Deprecated: Methods with the same name as their class will not be constructors in a future version of PHP; WP_Categories_to_Tags has a deprecated constructor in /home2/ghonahs2/domains/rozekhani.ir/public_html/wp-content/plugins/wpcat2tag-importer/wpcat2tag-importer.php on line 31 متن و صوت روضه حضرت عبد الله بن حسن ع/ شب پنجم محرم/ ای عمو تا نالۀ هَل مِن مُعینت را شنیدم از حرم تا قتلگه با شور جانبازی دویدم | روضه

 

خانه / شخصیت ها / منتسبین به معصومین / حضرت عبدالله بن حسن علیه السلام / متن و صوت روضه حضرت عبد الله بن حسن ع/ شب پنجم محرم/ ای عمو تا نالۀ هَل مِن مُعینت را شنیدم از حرم تا قتلگه با شور جانبازی دویدم

متن و صوت روضه حضرت عبد الله بن حسن ع/ شب پنجم محرم/ ای عمو تا نالۀ هَل مِن مُعینت را شنیدم از حرم تا قتلگه با شور جانبازی دویدم

عبد الله بن حسن

ای عمو تا نالۀ هَل مِن مُعینت را شنیدم

زبانحال باب الحوائج عبدالله بن الحسن…

ای عمو تا نالۀ هَل مِن مُعینت را شنیدم
از حرم تا قتلگه با شور جانبازی دویدم

قربون غریبیش برم…
مثل باباش امام حسن خیلی غریب بوده…

روضه ی جانسوزی داره…
دل هر شیعه ای رو آتیش میزنه…
آخه روضه ی این آقازاده گره خورده به روضه ی اربابمون حسین…

آنچنان دل بُرد از من بانگ هَل مِن ناصِر تو

عموی غریبم حسین…

کآستینم را ز دست عمّه‌ام زینب کشیدم

ابی عبدالله یتیمان برادر رو خیلی دوست داشت…
خیلی مواظبشون بود…
مخصوصا عبدالله اش رو …

صدا زد خواهرم… زینبم …

مواظب عبدالله ام باش…
خواهرم مواظب یادگار برادرم باش…

زینب جان این نانجیبها رحم ندارن…
دیدی قاسمم شهید کردن…
علی اکبرم قطعه قطعه کردن…
‌روی دستهام علی اصغرم رو پرپر کردن…

خواهرم اینا رحم ندارن… زینب
‌مواظب یادگار حسنم باش…
دستهاش رو گذاشت توی دست عمه…

دست او در دست های عمّه بود
گوش او پر از صدای عمّه بود

اما…

شیون زن ها دلش را پاره کرد
دید شه تنهاست فکر چاره کرد

دستش به دست عمه جانش زینبه…
بالای تل زینبیه…
یکدفعه نگاه کرد دید عمو جانش حسین داخل گودی قتلگاه است…

دور تا دور عمو رو گرفتن…
شمشیرها بالا میره پایین میاد…

دیگه طاقت نیاورد…
دوان دوان…
به سمت گودی قتلگاه

دست او از دست عمّه شد جدا
می دوید و بر لبش واویلتا

هی صدا میزد ای وای…
آقای غریبم حسین…

می دوید و گاه می افتاد او
از جگر فریاد می زد ای عمو

(وَ اللَّهِ لَا أُفَارِقُ عَمِّي)

به خدا از عموم جدا نمیشم.

‌تا رسید کنار ابی عبدلله دید یه نانجیبی هم شمشیر به دست…
داره نزدیک میشه…

خودش رو انداخت روی عمو جانش حسین…

نمیذارم آقام رو به شهادت برسونی…

نانجیب شمشیر بلند کرد …
یاصاحب الزمان…

عبدالله دست رو جلو آورد …
‌مبادا شمشیر به بدن عمو اصابت کنه
نانجیب آنچنان با شمشیر بر دست عبدالله زد…
‌‌دیدن دست به پوست آویزان شد…
صدای ناله اش بلند شد…

يَا عَمَّاهُ
(روضة الواعظين ص ٢٠٨)

عموجان حسین به ‌دادم برس…

خدا…حالا ابی عبدالله چکار کنه…
لحظات آخره…

عبدالله اش رو در آغوش گرفت…
به سینه چسباند…
داره نجوا میکنه. ..

اما حرمله ملعون هم کمین کرده بود…

یاصاحب الزمان….

نانجیب تیر از کمان رها کرد…

(فَرَمَاهُ حَرْمَلَةُ فَذَبَحَهُ)

سادات منو ببخشید…

دونفر تو کربلا رو سینه ی حسین…
جان دادن…

یکی ششماهه اش علی اصغر بود…
یکی هم عبدالله بن الحسن…

دیدن عبدالله داره روی سینه حسین دست و پا میزنه…

هر کجا نشستی صدا بزن یا حسین…

ضربۀ محکم یک تیغ که پایین آمد
نذر لبخند عمو کرد یتیمی ‌پر خویش

آخرین تیر خودش را به کمان حرمله برد
گردنش شد سپرش باهمۀ حنجر خویش

الا لعنت الله علی القوم الظالمین

لینک کوتاه مطلب : http://rozekhani.ir/?p=1978

موارد جالب

روضه امام رضا علیه السلام/حاج محمود کریمی/ شب ششم صفر/ سال ۹۶/ صوت

با سینه ای که آتش از آن شعله می کشید ناله برای کشتهٔ دیوار و …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 11 =