خانه / دريافت روضه / صوت روضه / روضه و توسل جانسوز تقدیم به حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها _ حاج مهدی رسولی

عزیزانی که تمایل دارند در اجر اخروی روضه خوانی برای اهل بیت علیهم السلام شریک باشند و ما را جهت تامین هزینه های جاری سایت، تایپ مجالس روضه و... یاری فرمایند می توانند از طریق آیکونهای ذیل اقدام نمایند.

روضه و توسل جانسوز تقدیم به حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها _ حاج مهدی رسولی

علامۀ مجلسی می نویسه:امیرالمؤمنین نمازش رو توی مسجد خوند، از مسجد آمد بیرون،تا خَمِ کوچه رو رد کرد دید یه عده از این کنیزا در حال گریه دارن نگاش میکنن، امیرالمؤمنین صدا زد: “مَا الْخَبَر؟” چی شده؟
یهو یکی روش بشه،نشه،صدا زد: آقا! اگه میخوای فاطمه ات رو ببینی عجله کن...” فَأَقْبَلَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ مُسْرِعاً حَتَّى دَخَلَ عَلَیْهَا” امیرالمؤمنین دوان دوان خودش رو رسوند، وارد حجره شد،” وَ إِذَا بِهَا مُلْقَاهٌ عَلَى فِرَاشِهَا … وَ هِیَ تَقْبِضُ یَمِیناً وَ تَمُدُّ شِمَالا” دید فاطمه داره از درد به خودش رو زمین می پیچه…
“فَأَلْقَى الرِّدَاءَ عَنْ عَاتِقِهِ وَ الْعِمَامَهَ عَنْ رَأْسِه” عمامه رو برداشت، زانو زد زمین، سَرِ فاطمه رو از زمین بلند کرد گذاشت تو بغلش “وَ نَادَاهَا یَا زَهْرَاءُ فَلَمْ تُکَلِّمْهُ” صدا زد:یا زهرا! با من حرف بزن…اما جوابی نشنید…یه بار دیگه صدا زد: فاطمه! عزیزم!” فَنَادَاهَا یَا بِنْتَ مُحَمَّدٍ الْمُصْطَفَى فَلَمْ تُکَلِّمْهُ “

آی مردم! باورتون میشه این علی است؟ باورتون میشه این همون علی است که دَرِ خیبر ازجا بلند کرده؟ همه ی قدرتش رو آقا جمع کرد، برای بار آخر صدا زد:” فَنَادَاهَا یَا فَاطِمَهُ کَلِّمِینِی” زهرا جان! من به کسی التماس نمی کنم، اما الان دارم تو رو التماس می کنم “کَلِّمِینِی”

 

کَلِّمِینِی، یه کمی حرف بزن علی نمیره
کَلِّمِینِی، حرفِ رفتن نزن علی میمیره
کَلِّمِینِی، بگو تو کوچه چی اومد سرت
کَلِّمِینِی، چیزی که به من نمیگه پسرت

 

سر تویِ بغلِ امیرالمؤمنینِ،آقا خم شده رو صورتِ بی بی، تا صدا زد: “کَلِّمِینِی” زهرا! امیدم تو بودی، میخوای جواب ندی؟…صدا زد:” فَأَنَا ابْنُ عَمِّکَ عَلِیُّ بْنُ أَبِی طَالِب” تا گفت من علی هستم… “فَفَتَحَتْ عَیْنَیْهَا فِی وَجْهِهِ وَ نَظَرَتْ إِلَیْه” چشماش رو فاطمه باز کرد و یه نگاه به امیرالمؤمنین کرد…روایت میگه: تا نگاه کرد: “وَ بَکَتْ وَ بَکَى” هم زهرا و هم علی هر دو زدن زیرِ گریه….

 

می میرم برات، تو فقط گریه نکن
پیشِ بچه هات، تو فقط گریه نکن
میخندم برات، تو فقط گریه نکن

 

.

لینک کوتاه مطلب : https://rozekhani.ir/?p=6274

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *