خانه / دريافت روضه / صوت روضه / قسمت_دوم توسل و روضه جانسوز ویژۀ ایام شهادت رسول اکرم صلوات الله علیه به نفسِ حاج محمد رضاطاهری اجرا شده ماهِ صفر ، سال ۱۳۹۷

عزیزانی که تمایل دارند در اجر اخروی روضه خوانی برای اهل بیت علیهم السلام شریک باشند و ما را جهت تامین هزینه های جاری سایت، تایپ مجالس روضه و... یاری فرمایند می توانند از طریق آیکونهای ذیل اقدام نمایند.

قسمت_دوم توسل و روضه جانسوز ویژۀ ایام شهادت رسول اکرم صلوات الله علیه به نفسِ حاج محمد رضاطاهری اجرا شده ماهِ صفر ، سال ۱۳۹۷


*مرحوم شیخ طوسی رحمة
الله علیه میفرمایند:مسموم کردند پیغمبر رو،با اون حال وارد مسجد شد که دیگه حضرت رو
پاش بند نبود،اگر برا اینجای روضه،آدم بخواد جون بده والله جا داره،شخصیت اول جهان
اسلام،حالا تو بستر افتاده، میگه:بیایید دوات بیارید، یه پوستی بیارید روش بنویسم،به
اشتباه نیوفتید،نانجیبِ ملعون ،گفت:  پیغمبر
داره هزیون میگه

از همینجا شروع شد، امیرالمومنین از همینجا ماموریت به صبر پیدا
کرد،حضرت زهرا انگار دَر رو از همینحا آتش زدند،جلو چشم حضرت صدیقه…یعنی بعضیا میگن
بعد از بابا نه،هنوز بابا تو بستر بود این نانجیبا اینطوری کردن،همه ی روضه هارو پیغمبر
یک به یک خونده کنار بستر،نگاه به فاطمه میکرد یک به یک روضه هارو میگفت،نگاه به ابی
عبدالله میکرد یک به یک روضه هارو میگفت
*

 

در پیش من  آتش مزن بال
و پرت را

خونین مکن جانِ پدر چشمِ ترت را

 

فردا همینکه جمع کردی بسترم را

آماده کن کم کم عزیزم بسترت را

 

آماده کن از آن کفن ها دومین را

بیرون بیاور یادگارِ مادرت را

 

*محتضر میگن حتی دکمه
ی رو سینه اش  رو هم باز کنید،مثل کوه سنگینی
میکنه رو سینه اش،یه وقت دیدن ابی عبدالله که کوچیک بود ،دوید خودش رو اندخت رو سینه
ی پیغمبر،تا فاطمه اومد بچه رو برداره،گفت نه… اشاره کرد بزار باشه
*

 

بگذار روی سینه ام باشد حسینم

بگذار بر قلبم حسن را، دخترت را

 

بگذار با طفلانِ تو قدری بسوزم

حالا بگویم حرف های آخرت را

 

زاری مکن بر حال من با حال و روزت

خاکی مکن دنبال بابا معجرت را

 

تو بار شیشه داری میترسمت چون

خیلی مواظب باش طفل دیگرت را

 

بس کن عزیزِ تا سحر بیدار

بس کن کُشتی مرا از گریه ی بسیار

 

بس کن این چند شب بیدار مانده، آب رفتی

این چند شب گریانِ من، اینبار بس کن

 

می سوزم از این ناله های آتشینت

آتش مزن بر این تن تب‌دار، بس کن

 

رویت ندارد طاقت این اشک هارا

طاقت ندارد این همه آزار بس کن

 

زهرا باید ببینی روزهای بعد از این را

باید بمانی با غمی دشوار بس کن

 

باید بگویم روضه هایِ بعد خود را

باید بسوزی بعد این دیدار بس کن

 

*حالا از اینجا پیغمبر
روضه خونده،این چند بیت رو با پیامبر خدا ناله بزن
…*

 

ای کاش بعد از من کسی جایم بگوید

با هیزم و با آتش و دیوار… بس کن

 

ای کاش میگفتن بار شیشه دارد

ای کاش میگفتن با مسمار بس کن

 

*حالا از اینجا روضه
ی امام حسنم شروع میشه،خودش فرمود روضه ی من اینه
*

 

در کوچه میاُفتی کسی غیر از حسن نیست

با گریه میگوید که در انظار بس کن

 

*نانجیب چقد داری مادرم
رو میزنی،بس کن…بس کن،الهی بمیرم برا امام حسن،آقا جان این روضه رو میخونم ان شاءالله
اگر زنده باشیم مدینه،تو حرمت میخونیم،اگه زنده نبودیم پیغمبر فرمود:روز محشر که همه
گریانند…اشک ریزان حسن خندانند
*

 

در کوچه میاُفتی و میگوید به قُنفذ

افتاد دست مادرم از کار… بس کن

 

دستت مغیره بشکند حالا که افتاد

از چادر او پای خود بردار… بس کن


لینک کوتاه مطلب : https://rozekhani.ir/?p=5647

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × یک =