خانه / شخصیت ها / منتسبین به معصومین / حضرت ام البنین سلام الله علیها / قسمت_اول روضه و مناجات ویژۀ وفات حضرت اُم البنین سلام الله علیها به نفس سیدمهدی میرداماد

عزیزانی که تمایل دارند در اجر اخروی روضه خوانی برای اهل بیت علیهم السلام شریک باشند و ما را جهت تامین هزینه های جاری سایت، تایپ مجالس روضه و... یاری فرمایند می توانند از طریق آیکونهای ذیل اقدام نمایند.

قسمت_اول روضه و مناجات ویژۀ وفات حضرت اُم البنین سلام الله علیها به نفس سیدمهدی میرداماد

بسم
الله الرحمن الرحیم

 اَللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ
الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَ عَلى آبائِهِ فی هذِهِ
السّاعَةِ وَ فی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَ حافِظاً وَ قائِداً و َناصِراً وَ
دَلیلاً وَ عَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فیها
طَویلاً

یا
صاحب الزمان‌
….

 

چون
مهر به نور خود پیدایی و پنهانی

با
آن که ز من دوری نزدیک تر از جانی

 

اوصاف
کمالت را آیات جمالت را

می
خوانم و می بوسم انگار که قرآنی

 

از
صوت تو مبهوتم در حسن تو حیرانم

تو
حضرت داوودی یا یوسف کنعانی

 

..مولا
یا اباصالح

من
زخم و تویی مَرهَم، من درد و تویی درمان

من
خشکی و تو دریا، من تشنه، تو بارانی

 

من
با تو و تو با من ،انصاف کجا رفته ؟

من
کمتر ازمور و تو فوق سلیمانی

 

با
گُل کُنَمت تشبیه یا با نَفَسِ عیسی

هم
خوب تر از اینی، هم پاک تر از آنی

 

قرآن
به تو می نازد عترت به تو می بالد

تو
مُنتقمِ خون سالارِ شهیدانی

 

یا
صاحب الزَّمان آقاجان.. این جوانان به یه 
امیدی  امشب اومدن  ،هر کدام یه حاجتی  یه دردی .. بعضی ها هنوز پیراهن مشکی فاطمیه رو
در نیاوردند ..گفتن بریم امشب.. می خوام اسمی 
رو ببرم  که امام زمان به این اسم
فوق العاده حساسِ.. خودش فرمود: بارها شنیدیدگفت: آقا  فردا تو چادر های عرفات ،منا،کجا دنبالت بگردم
..کجا  رَدِ  پایی ازت پیدا کنم ..حضرت فرمودند :هر وقت روضه
خوانِ  خیمه تون  روضه ی 
عمو م عباس راخواند ، من یک گوشه ای 
برای عموم گریه می کنم..یا صاحب الزمان ..اجازه بدید.. ماهم روضه مون همین
باشه ..چه روضه ای از چه مادری ..می خواهیم حرف بزنیم..!! ای درود خدا به مادران
شهدا ..نکنه یه جلسه بیاد و بره ما یادمون بره از 
شهدا و مادران و پدارانشون …مادر شهید مدافع حرم ..شهید بیست و چهار
ساله… فرزندش، عزیز دلش رو  تک پسرش رو
.. یه پسر داشت این مادر..  الله اکبر چه
تصادفی اسمش هم عباس بود خدا شاهده.. شهید عباس آبیاری  بچه شهریار 
..تو خان طومان شهید شده.. برید ببینید ..تو سایتها هست ..تا هفت، هشت،
ماه  بعد از شهادتش جاوید الاثر بود  ..چون 
وقتی زخمی میشه داعش جنازه شو  میبره،
از بس این شهید زیبا بود.. نمی چرخه زبانم 
بگم‌.. با این بچه چه کردن ..فقط همینو بگم  برای مادرش یه جمجمه  آوردن هیچ چیز رو نگذاشته بودن …  چشماشو در آورده بودن ، گوشش رو بریده بودند،
دستاشو قطع  کرده بودن ، پاهاشو .. قطعه
قطعه ش کرده بودند ..وقتی این  مادر میگفت
.. یاد مادر وهب افتادم که وقتی سَرِ پسر بچه شو براش پرت کردن ..گفت کسی که هدیه
در راه خدا داده پس نمیگیره
..

میگفت
بعد از هشت ماه بهم  گفتن از اون عباس رشیدِ
خوشگلت دو ،سه کیلو برگشته ..گفتم من منتظرم نبودم  ..من چیزی را دادم . در راه خدا دادم.. (سلام
خدا به این مادران..)

سلام
خدا به اون  مادری که الان قبرش همین چند
تا چراغ هم ندارد..  ان شالله با نابودی آل
سعود  بریم کنار قبر حضرت اُمُّ البنین علیه
السلام‌ ..قبر مادرحضرت  عباس خیلی غریبه
..خیلی بی شمع و چراغِ و تاریکه.. چه مادری چه مادری

 

لینک کوتاه مطلب : https://rozekhani.ir/?p=4473

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + 9 =