Notice: Constant DISALLOW_FILE_EDIT already defined in /home/nidamat/rozekhani.ir/wp-config.php on line 78
مدح و توسل زیبا ویژۀ میلاد حضرت زینب کبری سلام الله علیها تقدیم به شهدای مدافع حرم به نفسِ استاد حاج منصور ارضی - پایگاه جامع روضه خوانی
خانه / روضه خوان ها / حاج منصور ارضی / مدح و توسل زیبا ویژۀ میلاد حضرت زینب کبری سلام الله علیها تقدیم به شهدای مدافع حرم به نفسِ استاد حاج منصور ارضی

عزیزانی که تمایل دارند در اجر اخروی روضه خوانی برای اهل بیت علیهم السلام شریک باشند و ما را جهت تامین هزینه های جاری سایت، تایپ مجالس روضه و... یاری فرمایند می توانند از طریق آیکونهای ذیل اقدام نمایند.

مدح و توسل زیبا ویژۀ میلاد حضرت زینب کبری سلام الله علیها تقدیم به شهدای مدافع حرم به نفسِ استاد حاج منصور ارضی

 
تا باب فیض ، رو به دلم باز می شود
شعرم به شوقِ مدحِ تو آغاز می شود
همچون کلیم کارِ من اعجاز می شود
احساس قلبی ام به تو ابراز می شود
 
تا با توأم به مردم دنیا چه حاجت است
خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است؟
 
خاتونِ مشرقین سلام عرض می کنم
ای عین نور عین سلام عرض می کنم
بانویِ عالمین سلام عرض می کنم
آرامشِ حسین سلام عرض می کنم
 
این جمله ، حرف قلبی هرچه برادر است
روزی که آمدی به زمین روز خواهر است
 
چشم و چراغ عترت طاها خوش آمدی
آیینه دارِ هیبت مولا خوش آمدی
ای امتداد حضرت زهرا خوش آمدی
سوّم امام زادۀ دنیا خوش آمدی
 
آنسان که شرح عاشقی تو شنیدنی ست
لبخند تو به چهرۀ ارباب دیدنی ست
 
چون در قفایِ عشق خودت با سر آمدی
بر هر چه عاشق است در عالم سرآمدی
ای افتخار کرده به تو ذاتِ سرمدی
الحق که تو ، عقیلۀ آل محمّدی
 
درد از دل رسول به سرعت عبور کرد
با تو خدیجه باز در عالم ظهور کرد
 
در تو صفاتِ ذات خُدا جلوه گر شده
در خاک با تو مهر و وفا جلوه گر شده
اوجِ مقام صبر و رضا جلوه گر شده
کرب‌ و بلا به شام بلا جلوه گر شده
 
تو آمدی که زخم مدینه رفو شود
با خطبه ات بساط ستم زیر و رو شود
 
از شانِ تو خُداست که سر در می آورد
سلطانِ انبیاست که سر در می آورد
زهراست،مرتضاست که سر در می آورد
مظلوم کربلاست که سر در می آورد
 
چون درخُور مقام تو جز این نداشته
اسم‌ تو را خدای تو «زینب» گذاشته
 
با دیده ، دیدن تو مُیّسر نمی شود
نوری و خاطر تو مُکدّر نمی شود
بی تو حسین زندگی اش سر نمی شود
جز تو کسی که زینت حیدر نمی شود
 
با احتساب اینکه تویی زینت علی
قطعاً یکی ست خَلق تو با خلقت علی
 
استاد تو خداست ، خُدایی علیمه ای
صدّیقه و مُطهّره ای و فهیمه ای
شخصاً شبیه فاطمه حق را ندیمه ای
اُخت الکریم ، بنت کریم و کریمه ای 
 
از بس که مثل شیرخدایی تو شیرزن
با دیدن تو یاد پدر می کند حسن
 
کوریِ چشم جُملگیِ بد نهادها
هیچند در برابرت ، ابن زیادها
ما نیستیم پیرو کج اعتقادها
عین نفهمی است اگر بی سوادها
 
گفتند شام و کوفه تو را بی نقاب دید
بالله ؛ حجاب نیز تو را در حجاب دید
 
داغی که پیر کرد تو را درد شام بود
با اینکه دورتان همه جا ازدحام بود
با تو وقار اهل حرم مستدام بود
آنجا که حُبّ حیدر و زهرا حرام بود
 
با بودن تو شعبه ای از کربلا شده
در زینبیّه اش نجف از نو بنا شده
 
اندازۀ تو هیچ کسی غم ندیده است
داغی که دیده ای تو مُحرّم ندیده است
نسل بشر که هیچ مَلَک هم ندیده است
با اینکه درد و داغ،دلت کم ندیده است
 
جز حمد کردگار دمی بر لب تو نیست 
جز یا حسین زمزمۀ هر شب تو نیست
 
در قتلگاه پیر شدی خاک بر سرم
از جان خویش سیر شدی خاک بر سرم
گفتند که اسیر شدی ، خاک بر سرم
با شمر هم مسیر شدی خاک بر سرم
 
خاکم به سر که همسفر اشقیا شدی
از یادگار مادرت آخر جدا شدی
 
شد مثل مادر تو نصیب تو سوختن
بستند هر دوست تو را چون ابوالحسن
نه یوسفی برای تو ماند و نه پیرُهن
گفتی دم وداع به سالار بی کفن
 
“چون چاره نیست می روم و می گذارمت”
“ای پاره پاره تن به خدا می سپارمت”
 

 

لینک کوتاه مطلب : https://rozekhani.ir/?p=4149

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *