خانه / روضه خوان ها / استاد حجة الاسلام واضحی آشتیانی / روضه حضرت ابالفضل العباس (علیه السلام)- حجة الاسلام واضحی

عزیزانی که تمایل دارند در اجر اخروی روضه خوانی برای اهل بیت علیهم السلام شریک باشند و ما را جهت تامین هزینه های جاری سایت، تایپ مجالس روضه و... یاری فرمایند می توانند از طریق آیکونهای ذیل اقدام نمایند.

روضه حضرت ابالفضل العباس (علیه السلام)- حجة الاسلام واضحی

منبع: مقتل مقرم، ریاض المصائب و…


السّلام علیک ایها العبدُالصّالح، السّلام علیک یاابالفضلِ العباسَ ابنَ امیرِالمومنین، السلام علیک یابن سیدالوصیین


بیاازخاک برداروبه دامانت سرم بگذار                  به پیش چشم دشمن پای برچشم ترم بگذار



پیامبر اکرم رو کرد به مردم ، فرمود: ای مردم، من شهرعلمم اما این شهر دری
دارد که علی بن ابی طالب است. «انا مدینه العلمِ وعلیّ بابها» هرکس بخواهد
درب خانه پیغمبرخدا برود، باید اول درب خانه ی علی را بزند.



مرحوم آیه الله قاضی هم فرمود: درعالم مکاشفه بر من ثابت شد که آقا
اباعبدالله الحسین (ع) مظهر دریای رحمت الهی هستند اما این دریا درب ورودی
دارد که آن وجود نازنین قمر منیر بنی هاشم آقا اباالفضل العباس است.



  ازهمینجا کاروان دلها را ببریم کنارضریح مطهر آقا قمر بنی هاشم


بیا ازخاک بردار و به دامانت سرم بگذار                   به پیش چشم دشمن پای بر چشم ترم بگذار


اگر چشمم پر از خون است و جائی بهرپایت نیست        بیا چشم انتظارم پابه چشم دیگرم بگذار


سجودعشق طولانی ست من سر بر نمی دارم               اگر خواهی سرافرازم بیا پا برسرم بگذار


عَلَم افتاده سوئی، مشک سوئی، دستها سوئی                 ز هم پاشیده شد، شیرازه ای بر دفترم بگذار



دستانش را قطع کردند، مشک رابه دندان گرفت. دید تیرهاست که به طرف او
پرتاب می شود. نکند تیر به مشک آب بخورد. نکند مشک پاره شود. گویاعرضه می
دارد خدایا هرچه تیراست به بدن من اصابت کند اما به مشک آب نخورد. انگار
صدای العطش بچه ها را می شنود فَسَمِعَ الاطفالَ یَتَصارَخونَ مِنَ العَطش(۲)



انگارصدای سکینه می آید. به بچه ها می گوید: بچه ها ناراحت نباشید.
اینقدرناله نکنید.عمویم برای همه تان آب می آورد.عمویم شجاع است.عمویم
قدرتش زیادست.



عباس عرضه می دارد: ای خدا هرچه زودتر مرا به خیمه برسان، اما امان از آن
لحظه که یک تیر به مشک آب خورد. آبها روی زمین ریخت.عباس دیگر نا امید شد.
با دست خالی کجا بروم؟ همان آقائیکه تا چند لحظه قبل گویا صدا می زد ای خدا
مرا به خیمه برسان حالا دیگر صدا می زند: خدایا کارعباس را همینجا تمام
کن. دیگر روی رفتن به خیمه ندارم. اینجا بود که یک ملعون چنان با عمود
آهنین به فرق مبارکش زد. آیا بگویم چه شد؟ فسُقِطَ علی الارضِ یُنادِی علیک مِنِّی السّلام اباعبدِالله ،
ازروی اسب به زمین افتاد صدازد،حسین جان منم رفتم خداحافظ، تا صدای عباس
بلند شد ابی عبدالله باعجله کناربدن برادر آمد. ای برادرها قدر برادری را
بدانید. وقتی حسین چشمش به بدن قطعه قطعه ی برادر افتاد چه حالی به او دست
داد.



حالت چهره حسین را مرحوم اصفهانی در یک بیت ترسیم کرده است 


و بَانَ الاِنکسارُ فی جَبِینِه              فَاندَکَّتِ الجبالُ مِن حنینه



اینقدر چهره حسین شکسته شد که جا داشت کوه ها از ناله او متلاشی شوند



همه صدا بزنیم یا حسین


وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون


منابع مرثیه و اشعار:
۱٫ دل سنگ آب شد ص ۲۹۰ شعر
۲٫ مفاتیح ص ۷۸۴ زیارت حضرت ابالفضل علیه السلام
۳٫ مقتل مقرم ص ۲۶۹ به نقل از مناقب ج ۲ص۲۲۲
۴٫ ریاض المصائب ص ۳۱۵
۵٫ منتخب طریحی ص ۳۱۲

لینک کوتاه مطلب : https://rozekhani.ir/?p=1247

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پنج + 12 =