Deprecated: Methods with the same name as their class will not be constructors in a future version of PHP; RSS_Import has a deprecated constructor in /home2/ghonahs2/domains/rozekhani.ir/public_html/wp-content/plugins/rss-importer/rss-importer.php on line 43 Deprecated: Methods with the same name as their class will not be constructors in a future version of PHP; WP_Categories_to_Tags has a deprecated constructor in /home2/ghonahs2/domains/rozekhani.ir/public_html/wp-content/plugins/wpcat2tag-importer/wpcat2tag-importer.php on line 31 روضه مصایب امیرمؤمنان علیه السلام بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله | روضه

 

خانه / مناسبتها / ماه صفر / 28 صفر / روضه مصایب امیرمؤمنان علیه السلام بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله

روضه مصایب امیرمؤمنان علیه السلام بعد از رسول خدا صلی الله علیه وآله

این روایت را هم سنی ها نقل کرده اند و هم شیعه ها.(۱) روایت این است که رسول خدا صلی الله علیه وآله با حضرت امیر علیه السلام در کوچه های مدینه راه می رفتند که به باغی رسیدند. امیرمؤمنان علیه السلام عرض کرد:« یا رسول الله ما أحسن هذه الحدیقة؛ ای رسول خدا! این باغ، چه باغ خوبی است!»

حضرت فرمود: «ای علی! باغ تو در بهشت، بهتر از این باغ است.»

آن دو بزرگوار، از هفت باغ گذشتند. گاهی کوچه باغ ها خلوت بود و هیچ کس در آن جا نبود. در یکی از این کوچه باغ ها، رسول خدا صلی الله علیه وآله دست به گردن علی انداخت و گریه کرد.

امیرمؤمنان علیه السلام عرض کرد:« ای رسول خدا! چرا یان طور گریه کردید؟»

حضرت فرمود:«ای علی! عقده ها و حسدهایی از تو در دل ها هست که تا من زنده ام، آن را اظهار نمی کنند؛ ولی بعد از من؛ اظهار خواهند کرد.»

حتی در روایتی این طور وارد شده است که حضرت امیر علیه السلام در ادامه فرمایش پیامبر، عرض کرد:« ای رسول خدا! دعا کن من قبل از تو از دنیا بروم؛ یعنی شهید بشوم.»

اما آن حضرت فرمود:« ای علی! این تقدیر الهی است؛ من چطور بر خلاف تقدیر خداوند دعا کنم؟ تو باید بمانی.»

عرض کرد: « ای رسول خدا! در این گرفتاری ها و فتنه ها، آیا دین من سالم می ماند؟»

حضرت فرمود:« آری!»

امیرمؤمنان علیه السلام گفت:« عیب ندارد؛ همه را می پذیرم.»

حضرت امیر علیه السلام، بسیار مصیبت کشیده است؛ چنان که در روایت آمده است: رسول خدا صلی الله علیه و آله وارد خانه حضرت امیر شد و دید که ایشان خوابیده است. حضرت زهرا علیها السلام خواست او را بیدار کند، اما پیامبر فرمود:« بگذار بخوابد؛ بعد از من، خیلی خیلی شب های طولانی بیدار خواهد ماند.»

«آوه ای»(۲) که اهل منطقه آوه در میان قم و ساوه بوده است، کتابی به نام «نثرالدّار» دارد که کتابی ادبی، تاریخی و اخلاقی است. در آن جا نقل است: « حضرت امیر علیه السلام که در ۶۳ سالگی از دنیا رفت، همه محاسنش سفید شده بود.»(۳)

دنیا آن قدر به ایشان فشار آورده بود که فرمود:« فصبرت و فی العین قذی و فی الخلق شجا أری تراثی نهبا؛(۴) صبر کردم؛ در حالی که خار در چشم و اسخوان در گلویم بود.»

ابن اصبغ مالکی، از علمای اهل سنت، کتابی دارد به نام« الفصول المهمة». او در این کتاب می گوید:« علی علیه السلام وقتی که شب ها همه می خوابیدند، سر قبر فاطمه علیها السلام می آمد و خودش را روی خاک قبر می نداخت و گریه می کرد.»(۵)


پی نوشت:

۱- بحارالانوار، ج۲۸، ص۷۵و۵۴؛ شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۱۰۷٫

۲- ریحانة الادب؛ اعیان الشیعه؛ الذریعة.

۳- نثرالدر، ج۱، ص۲۰۹٫

۴- نهج البلاغه خطبه شقشقیه.

۵- الفصول المهمة، ص۱۳۳٫

منبع: روضه های آیت الله احمدی میانجی قدس سره، ص۱۹٫

لینک کوتاه مطلب : http://rozekhani.ir/?p=928

موارد جالب

متن و صوت روضه امام رضا علیه السلام/حاج منصور ارضی/ ۲۶ مرداد ۹۶/ سلام ای نگاهت جواب سلامم

سلام ای نگاهت جواب سلامم رضا جان تو آقایی و من غلامم دلم تحت فرمان …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 + 5 =