خانه / شخصیت ها / معصومين عليهم السلام / حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها / قسمت پایانی فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی و ذکر توسل به حضرت اباعبدالله علیه السلام به نفسِ حاج محمدرضا غلامرضازاده اجرا شده شب_نهم ماه مبارک رمضان سال۹۷

عزیزانی که تمایل دارند در اجر اخروی روضه خوانی برای اهل بیت علیهم السلام شریک باشند و ما را جهت تامین هزینه های جاری سایت، تایپ مجالس روضه و... یاری فرمایند می توانند از طریق آیکونهای ذیل اقدام نمایند.

قسمت پایانی فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی و ذکر توسل به حضرت اباعبدالله علیه السلام به نفسِ حاج محمدرضا غلامرضازاده اجرا شده شب_نهم ماه مبارک رمضان سال۹۷


وَ أَسْقَطْتَنِی مِنْ عَیْنِكَ *خدایا نکنه من از چشمات
افتاده باشم ..این دستایِ خالیتونو بالا بیارید چند شبه دیگه شبِ قدرِ خودمونو آماده
کنیم .. الهی العفو …*
فَمَا بَالَیْتُ، فَبِحِلْمِكَ أَمْهَلْتَنِی، وَ بِسَتْرِكَ
سَتَرْتَنِی حَتَّى كَأَنَّكَ أَغْفَلْتَنِی، وَ مِنْ عُقُوبَاتِ الْمَعَاصِی جَنَّبْتَنِی
حَتَّى كَأَنَّكَ اسْتَحْیَیْتَنِی
.

إِلَهِی لَمْ أَعْصِكَ حِینَ عَصَیْتُكَ وَ أَنَا بِرُبُوبِیَّتِكَ
جَاحِدٌ، وَ لا بِأَمْرِكَ مُسْتَخِفٌّ*من نمی خواستم با تو مقابله کنم .. اگه گناهی
کردم از رو نادانی بود ..*
وَ لا لِعُقُوبَتِكَ مُتَعَرِّضٌ، وَ لا لِوَعِیدِكَ مُتَهَاوِنٌ،
لَكِنْ خَطِیئَةٌ عَرَضَتْ وَ سَوَّلَتْ لِی نَفْسِی، وَ غَلَبَنِی هَوَایَ، وَ أَعَانَنِی
عَلَیْهَا شِقْوَتِی، وَ غَرَّنِی سِتْرُكَ الْمُرْخَى عَلَیَّ، فَقَدْ عَصَیْتُكَ
وَ خَالَفْتُكَ بِجُهْدِی، فَالْآنَ مِنْ عَذَابِكَ مَنْ یَسْتَنْقِذُنِی، وَ مِنْ
أَیْدِی الْخُصَمَاءِ غَداً مَنْ یُخَلِّصُنِی

 

 یه سلام به امام حسین بدیم عرض کنم

السَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ وَ عَلَى الاَْرْواحِ
الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ اَبَداً ما بَقیتُ وَ بَقِىَ
اللَّیْلُ وَ النَّهارُ وَ لاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ

اَلسَّلامُ
عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ
وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

 

بی سر و سامانم و خیلی پریشانم حسین

غرق در عصیانم و خیلی پشیمانم حسین

سفرۀ دل را همیشه پیش تو وا میکنم

مونس تنهایی ام… گرمی مژگانم حسین

با همه آلودگی ام دوستت دارم حسین

دوست داری نوکرت را، خوب می دانم حسین

جان من این چند قطره اشک را از من نگیر

چون که با این اشک ها لبریز ایمانم حسین

کشتۀ اشکی و من پاره گریبان تو ام

ای تمام حاجت چشمان گریانم حسین

خوش به حال نوکری که پیر این درگاه شد

در حرم یا بین روضه ها بمیرانم حسین

 

هر شب جمعه که دلتنگ حریمت می شوم

از سر شب تا سحر هر لحظه می خوانم: حسین

نازنینا ما به نازِ تو جوانی داده ایم

کربلایم را بده … دیگر مرنجانم حسین

وقت هر درد و غمی فرمود: “فابک للحسین

روضۀ روز و شبِ شاه خراسانم حسین

دست و پا کمتر بزن ، خواهر فدای پیکرت

ای غریب مادرم .. گیسو پریشانم .. حسین

پنجۀ گرگی به جانِ زلف تو افتاده است

تو ته گودال و من پاره گریبانم حسین

یک طرف آتش گرفته روسریِ دختران

یک طرف آتش گرفته صحن دامانم حسین

 

خبر دادن به زینب عبدالله ابن جعفر اومده به خواستگاریت
، امیرالمومنین فرمود دخترم پسر عمت به خواستگاریت اومده، عرضه داشت بابا من برا ازدواجم
دو تا شرط دارم ،

یه شرطم اینه هرجا حسینم رفت ، منم باهاش برم ، میگن
عبدالله قبول کرد .. وقتی حسین میخواست از مدینه بره زینب به عبدالله گفت ، یادته اون
روز که به خواستگاریم اومدی برات پیش شرط گذاشتم؟ گفت آره یادمه؛ گفت عبدالله داداشم
داره از مدینه میره،عبدالله اگر بگی دنبالش نرو قبول میکنم ، اما بدون عبدالله من بدونِ
حسین میمیرم
..

 

مگه این رفت و برگشته به کربلا چه قدر طول کشید؟ وقتی
برگشت عبدالله اومد دنبالِ زینب از این محمل به اون محمل .. پردۀ خیمه ای رو بالا زد،
دید یه خانمی نشسته داره روضه می خوانه .. زینب اومد جلویِ خیمه ، صدا زد عبدالله حق
داری زینبُ نشناسی .. اون موقعی که از تو خداحافظی کردم ، قدم خمیده نبود .. موهایِ
سرم سفید نبود .. عبدالله حسینمُ کشتن .. قاسممُ کشتن .. علی اکبرمُ کشتن
..

عبدالله یه سوال کرد ،گفت بی بی جان به من خبر دادن
وقتی بچه هایِ منو کشتن از خیمه ها بیرون نیامدی؟ اما وقتی علی اکبر کشته شد خودتو
زودتر بالاسرِ بسترِ علی رساندی

گفت آره عبدالله اخه وقتی بچه هام کشته شدن گفتم داداشم
منو ببینه خجالت میکشه از خیمه بیرون نیامدم تا برادر خجالت زده نشه
.

 

روز اول که به استاد سپردند مرا

دیگران را خرد آموخت مرا مجنون کرد

لینک کوتاه مطلب : http://rozekhani.ir/?p=4892

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

هشت + دوازده =