خانه / روضه خوان ها / حاج محمود کریمی / متن و کلیپ روضه: اشکی بود مرا که به دنیا نمی دهم/ حاج محمود کریمی روضه حضرت زهرا علیها السلام گریز به کربلا علی اکبر علیه السلام

عزیزانی که تمایل دارند در اجر اخروی روضه خوانی برای اهل بیت علیهم السلام شریک باشند و ما را جهت تامین هزینه های جاری سایت، تایپ مجالس روضه و... یاری فرمایند می توانند از طریق آیکونهای ذیل اقدام نمایند.

متن و کلیپ روضه: اشکی بود مرا که به دنیا نمی دهم/ حاج محمود کریمی روضه حضرت زهرا علیها السلام گریز به کربلا علی اکبر علیه السلام

اشکی بُود مرا که به دنیا نمی دهم
این است گوهری که به دریا نمی دهم

گر لحظه ای وصال حببم شود نصیب
آن لحظه را به عمر گوارا نمی دهم

عمری بود که گوشه نشین محبتم
این گوشه را به وسعت دنیا نمی دهم

در سینه ام جمال علی نقش بسته است
این سینه را به سینه ی سینا نمی دهم

تا زنده ام ز درگه او پا نمی کشم
دامان او ز دست تمنّا نمی دهم

سرمایه ی محبت زهراست دین من
من دین خویش را به دو دنیا نمی دهم

گر مهر و ماه را به دو دستم نهد قضا
یک ذره از محبّت زهرا نمی دهم

امروز بزم ماتم زهرا بهشت ماست
این نقد را به نسیه ی فردا نمی دهم

در سایه ی رضایم و همسایه ی رضا
این سایه را به سایه ی طوبی نمی دهم

شاعر: سید رضا مؤید

علی اکبر که بر زمین افتاد

آسمان، آفتاب را گم کرد

آن چنان زخم روی زخم آمد

که عدو هم حساب را گم کرد

خواست تا خیمه پَر کشد اما

شیر زخمی عُقاب را گم کرد

پدر آمد به یاری اش برود

من بمیرم ، رکاب را گم کرد

پسر بوتراب ، بین تراب

نوه ی بوتراب را گم کرد

جلد قرآن خویش پیدا کرد

برگه های کتاب را گم کرد

*****

بسم‌الله الرحمن الرحیم

جانانم فدای آن آقایی که فرقش چون علی شکافت، دست دور گردن اسب حلقه کرد،

میدان محراب کوفه شد،

حسین داره میبینه،

یک نامردی افسار اسب را گرفت، برد میان لشگر از حسین دورش کند

اگر عمو عباسش بیاد نجاتش می‌دهد،

همه شروع کردند به زدن،

آه! از آن لحظه‌ای که نیزه به پهلوی پسر فاطمه زدند!

علی‌اکبر روی زمین افتاد

آی جوونا برا جوون حسین ناله بزنید

اگر می‌خواهی خدا ببخشدت بگو صلی‌الله علیک یا اباعبدالله

علی‌اکبر که بر زمین افتاد

آسمان آفتاب را گم کرد

خواست تا خیمه پر کشد اما

شیر زخمی عقاب را گم کرد

آن‌قدر زخم روی زخم آمد

که عدو هم حساب را گم کرد

یا امام رضا!

پدر آمد به یاری‌اش برود

من بمیرم رکاب را گم کرد

پسر بو تراب بین تراب

نوه بوتراب را گم کرد

آی کنایه فهم‌ها

جلد قرآن خویش پیدا کرد

برگه‌های کتاب را گم کرد

حسین نرسیده به علی‌اکبر از روی اسب روی زمین افتاد، با زانو آمد کنار علی‌اکبر

صدا زد: علی جان خدا بکشد کشنده تو را

هر چی آمد بدن را جمع کند دید نمی‌تواند، فقطعوه بسیوفهم اربا اربا

بدن پاره‌پاره است

صدا زد:

جوانان بنی‌هاشم بیایید

علی را بر در خیمه رسانید

ای حسین

خیز بابا تا از این صحرا رویم

لیک به‌سوی خیمه لیلا رویم

عزیز دلم

این بیابان جای خواب ناز نیست

ایمن از صیاد تیرانداز نیست

****

پاشو عزیزم، ببین که دشمن، به گریه ما، داره میخنده

پاشو عزیزم، بریم به خیمه، زخم سرت رو، عمه ببنده

بحق الحسین الهی العفو

دانلود فیلم از آپارات

دانلود صوت

لینک کوتاه مطلب : http://rozekhani.ir/?p=4048

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 − 8 =