خانه / شخصیت ها / منتسبین به معصومین / حضرت ام کلثوم سلام الله علیها / اهل حرم بعد از شهادت حضرت سیدالشهدا علیه السلام

عزیزانی که تمایل دارند در اجر اخروی روضه خوانی برای اهل بیت علیهم السلام شریک باشند و ما را جهت تامین هزینه های جاری سایت، تایپ مجالس روضه و... یاری فرمایند می توانند از طریق آیکونهای ذیل اقدام نمایند.

اهل حرم بعد از شهادت حضرت سیدالشهدا علیه السلام

وقتی که حضرت سید الشهداء از بالای اسب روی زمین قرار گرفت ذوالجناح (اسب حضرت) چند لحظه ای اطراف حضرت می گردید و دشمنان را از حضرت دور می کرد

ثُمَّ تَمَرَّغَ فی دَمِ الحُسَینِ علیه السلام وَ قَصَدَ نَحوَ الخَیمَةِ وَ لَهُ صُهَیلٌ عالٍ وَ یَضرِبُ بِیَدِهِ الاَرضَ

یعنی سپس خود را به خون امام حسین علیه السلام آغشته نمود و به سمت خیمه ها حرکت نمود و با صدای بلند صیحه می زد و دستش را به زمین می کوبید، و با زبان خود می گفت:

اَلظَّلیمَه اَلظَّلیمَه مِن اُمَّةٍ قَتَلَت اِبنِ بِنتِ نَبیِّها

یعنی فریاد از ظلم فریاد از ظلم امتی که پسر دختر پیامبرشان را کشتند

وقتی به نزدیک خیمه ها رسید صدای او را اهل حرم شنیدنداز روزنه خیام نگاه نمودند، ذو الجناح را بی صاحب، با لجام رها شده و زین وازگون و یال غرق به خون دیدند که گاهی صیحه می زند گاهی شیون می کندو گاهی سر بر زمین می کوبد و گاهی سم بر زمین می ساید در حالیکه در حالیکه بدنش پر از خون و تیر است. ناگاه اهل حرم از خیمه بیرون دویدند و در میانشان ولوله افتاد لطمه به صورت می زدند، گریبان می دریدند گریان و اشک ریزان وا اماما، وا سیدا، وا ابتا، وا رسول الله ، وا علیا و وازهرا گویان گرد ذو الجناح حلقه زدند و از احوال ابا عبد الله می پرسیدند. بعضی رکابش را می بوسیدند و بعضی تیر از بدنش در می آوردند و بعضی دست به یال خونی ذو الجناح می کشیدند (که به خون ابا عبد الله آغشته شده بود) و به سر و صورت خود می مالیدند.

ام کلثوم دستها را بر سر نهاده بود و از سوز دل فریاد می زد:

وا محمداه، وا جَدَّاه، وا نَبیّاه، وا اَبا القاسِماه، وا عَلیاه، وا جَعفَراه، وا حَمزَتاه، وا حَسَناه، هذا حُسینٌ بِالعَراء، صَریعٌ بِکَربَلا

یا محمد، یا جدا، ای پیامبر، ای اباالقاسم، یا علی ،یا جعفر، یا حمزه، ای امام حسن این حسین توست که در معرکه افتاده و در کربلا کشته شده

ام کلثوم بعد از این جملات غش کرد

حضرت سکینه سلام الله علیها فریاد می زد: ای وای که فخر اولاد آدم کشته شد، ای مرگ چرا مرا نمی بری؟ من زندگی بی پدر را نمی خواهم.

و نیز دختر کوچک حضرت (رقیه) خود را بر روی دستهای ذو الجناح انداخت و پرسید:

یا جَوادَ اَبی هَل سُقِیَ اَبی اَم قَتَلُوهُ عَطشاناً

ای اسب پدرم آیا به پدرم آب دادند یا او را لب تشنه شهید کردند؟ ای اسب باوفای پدرم چرا پدرم را نیاوردی؟ ذو الجناح آنقدر صیحه زد و سر به زمین کوبید تا جان داد.


منابع:

ریاض القدس ص۱۷۳و۱۷۷و۱۷۸.

مناقب آل ابی طالب ( ابن شهر آشوب) ج۳ ص۲۱۵.

مدینة المعاجز ( سید هاشم بحرانی) ج۳ ص۵۰۶.

بحار الانوار( علامه مجلسی) ج۴۵ ص۵۶و۶۰.

العوالم الامام حسین (علیه السلام) (شیخ عبد الله بحرانی) ص۳۰۰

کتاب الفتوح ( احمد بن اعثم کوفی) ج۵ ص۱۱۹.

موسوعه شهادت معصومین (لجنة الحدیث فی معهد باقر العلوم (علیه السلام)) ج۲ ص۲۹۳.

روضة الواعظین ص۱۸۹.

معالی السبطین (الحائری) ج۲ ص۵۰.

اشکی بر سه ساله.

زیارت ناحیه.

لینک کوتاه مطلب : http://rozekhani.ir/?p=1115

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

19 − شش =